عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

21

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

جنگ با تو واداشته است و چون بر عليه من و ارادهء من ترجيح ترا بهانه كرده علىرغم من با تو اعلان جنگ كرده‌اند پيداست كه نصايح شيطان را كار بسته با خداوند خصومت آغاز كرده‌اند فعلا وظيفهء تو اينست كه خود را آمادهء پيكار ساخته در كمال سرعت و سختى بسركوبى و راندن آنان اقدام و حقّشانرا در كنارشان گذارى و قبل از اينكه ترا طعمهء خود سازند از آنان سدّ جوع كنى ايرج زمين ادب بوسيده گفت : مطلب همانست كه فرموديد و مطيع محضم ولى جنگ بين ماسه برادر بالملازمه انقلابى بين مردم ايجاد خواهد نمود و آسياها از سيل خون به كار خواهد افتاد و بدبختيها بظهور خواهد پيوست كه پيش‌بينى و اصلاح آنها غير مقدور است برادرانم بر من حقّ تقدّم دارند چنانچه رخصت دهيد حاضرم با تنى چند از خاصان و ملازمان نزد آنان رفته تجديد عهدى كنيم و استرضاى خاطر آنانرا فراهم آورده از مهربانيشان سرشار و ظنّشان را بر طرف كرده با واگذارى بعضى از ايالات خود آنانرا خرسند و وادار بانعقاد پيمان صلح و برقرارى اتّحاد كرده موافقت حاصل نمائيم چه گفته‌اند : شير از آنجهت قوى - است كه كارش را خودش اداره مىكند فريدون گفت : فرزند آنچه ميگوئى و ميكنى شايستهء عقل و فضل و عظمت روح و بلندى طبع تست . از كوزه همان برون تراود كه در اوست ولى ترسم از اينكه اين دو نااهل بدانديش در ازاى خوبى تو از بدجنسى و در مقابل مهربانى تو از خشونت و در برابر راستى تو از وحشيگرى دريغ نكنند . ايرج گفت : انّ اكثر ما يخاف لا يكون « 1 » ولى من اميدوارم كه به يارى خداوند و اقبال بلند شهريار اين آتش را خاموش و اين قائله را بر طرف سازم فريدون جواب داد فرزند هرچه مايلى بكن مشيّت الهى را نميتوان تغيير داد پس امر كرد كه هردو قاصد را بخلاع شاهانه مخلّع ساخته روانه كنند و نامه‌اى بدين مضمون به سلم و تور نوشت : « ايرج از شما ملاقاتى به عمل خواهد آورد كه منظور شما را تأمين خواهد نمود با او مانند ميهمانى رفتار كنيد . هنگام ورود و موقع عزيمت نيز احترامات لازمه را دربارهء او مرعى داريد و در بازگشت او بنزد من تعجيل كنيد زيرا مدّتيكه او دور از من است چنان باشد كه چيزى گم كرده‌ام و بازگشت او چنانست كه گم شده را يافته باشم . »

--> ( 1 ) از آنچه غالبا شخص واهمه دارد واقع نميشود .